تبليغاتX
عشق به خدا یعنی عشق به همه چیز bgsound src="

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس

"Loop="-1">
سلام دوستای خوبم

خوبین؟ خیلی وقت بود نیومده بودم نمیدونین چقدر دلم واستون تنگ شده بود راستش رو بخواهین فکر نمی کردم یادم باشین و برام اینقدر كامنت بزارين.شرمندم كردين بابا

از همتون ممنونم (فاطمه جونم، اقا محمد، يگانه جان و....)مرسي بچه ها

آخه نمي دونين چه روزايي داشتم از عيد به اينور همش امتحان پروژه هاي سنگين كه بايد تحويل اين استادا مي داديم تازه خيلياشون موقع تحويل گرفتن پروژه ها يادشون ميومد ديگه از ما دانشجو هاي بدبخت چي مي خواستن و كلي چيز ديگرو هم ليست مي كردن ما رو مي فرستادن دونبالشون. خلاصه سرتون رو درد نيارم بدجوري سرم شلوغ بود ولي از اين به بعد حتما تند تند آپ مي كنم.

قربان همتون

فعلا

آهان راستي روز مادر را (با كمي تاخير) خدمت دختر خانوماي گل كه هنوز مادر نشدن و مادرا و زن ها تبريك مي گم.

دل آقايون هم نميشكونم.پيشاپيش روز پدر رو هم به بابا جونا و شوهر هاي محترم و مخصوصا آقا پسرا كه هنوز كسي بهشون زن نداده(دختراي دسته گلشون رو بدبخت نكردن) تبريك مي گم.

شاد،سبز،آزاده باشين.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 تیر1387ساعت 1:36 AM  توسط شیدای او  | 
سلام دوستان بالاخره اومدم تا سال نو رو به شما تبریک بگم آخه خونه نبودم و دسترسی به اینترنت نداشتم تا بیام و اپ کنم. شرمنده دیگه میگن ماهی رو هر وقت از اب بگیری تازست(هر وقتم از اب بگیری میمیره) خوب منم الان خدمت رسیدم تا ابریکات عید نوروز رو به شما بگم .

سبز باشید مثل سبزه

رویاهاتون شیرین یاشه مثل سمنو

لبخندتون نبات باشه مثل سنجد

روی دشمنتون الهی که مثل سرکه ترش باشه

زندگیتون خوش عطر باشه مثل سیب

وجودتون با ارزش باشه مثل سکه

و دلتون مثل سیر-سیر از دشمنیها باشد

الهی آمین

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 فروردین1387ساعت 3:15 AM  توسط شیدای او  | 
با سلام خدمت دوستای عزیزم که بازم یه حماسه ی دوباره ساختن من هنوز تو شوک دیدن چنین جمعیت دانا و عالمی هستم که با آگاهی از اینکه دشمن داره اونارو هدف قرار میده اومدن سرفرازانه رای دادن و چشم همه ی دشمنای خارجی و داخلی رو کوووووووووووووووووور کردن .

بازم ایول که دل رهبر عالم و بزرگمون رو شاد کردیم.

موفق و موید باشید هم میهنی های عزیز و دوست داشتنی و همیشه در صحنه ام.

 

+ نوشته شده در  شنبه 25 اسفند1386ساعت 2:57 AM  توسط شیدای او  | 

سلام دوست جوناي خوبم

 ببخشين من از اين به بعد ديگه يواش يواش بايد درس خوندنم رو شروع كنم آخه يه هفته گذشت از شروع كلاسا خوب خودتونم مي دونين هفته ي اول همش درس ميدنن ولي هفته ي دوم درس هم مي پرسن .از اون جايي كه من اصلا دوست ندارم پيش هم كلاسيام مخصوصا پسراي پررو ضايع شم درسام رو مي خوام بخونم.

پس همه ي اينا رو گفتم كه اگر دير به دري آپ كردم من رو ببخشين مرسي و ممنون .

امروز با يه مطلب تعبير خواب اومدم پيشتون .مي دونين اگه يه شب خواب  يه فصل رو ببينين تعبيرش چيه؟ خب خوب و با دقت بخون تا ببيني كه اگه خواب يه فصل رو ديدي چه معني داره!!

بهار

خواب ديدن فصل بهار، نشان از شانس خوب دارد و برقراري ارتباط با دوست و همدمي شاد و سرحال در زندگي.

 

تابستان

ديدن اين فصل ،نوعي پيش بيني از اتفاقات خوب و شادي بخش براي انسان است . همچنين نويد سعادت و رفاه و آرامش را به شخص مي دهد و نشاني از نزديكي بر آورده شدن آرزو ها دارد.

 

پاييز

ديدن اين فصل نشان از زمان تغييرات در محيط اطراف و زندگي شخص است . يعني فراز و نشيب هايي از زندگي به تجربه در مي آيد.

 

زمستان

خواب ديدن اين فصل نشان از دوره استراحت براي انسان است و پيش بيني شادي و موفقيت هاي اقتصادي در آينده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 اسفند1386ساعت 3:14 AM  توسط شیدای او  | 

سلام دوستاي خوب خودم

دوباره با يه پست ديگه در مورد تعبير خواب اومدم پشتون اميد وارم به دردتون بخوره.

تا حالا شده خوابتون رنگي باشه يا يه رنگي تو خوابتون به چشتون زياد بياد و يادتون بمونه؟

حالا با هم مي بينيم كه چه رنگي واسمون چه تعبيري داره اگر تو خواب ببينيم.

نخودي

هر چيزي كه در خواب به رنگ نخودي باشد ، نشان دهنده ي بي طرفي يا جدايي است.

 

مشكي

رنگ مشكي دلالت بر دوره اي جدايي و تغيير و تحول يا درگيري و بروز اختلافات با بستگان و دوستان دارد.

 

آبي

حكايت از آرامش دروني و خرسندي  و قناعت دارد.

 

قهوه اي

اين رنگ در خواب رنگي خوش يمن و ميمون است . اين رنگ نشان دهندهي آزادي ،موفقيت ،پول،شادي، و پيوندهاي هميشگي و پايدار است.

 

طوسي

طوسي ، به طور آشكارا آرامش و صلح را نشان مي دهد و به طور نامحسوسي نيز حكايت از ترس دارد.

 

سبز

سبز نشان رشد و آرامش و صفاست.از طرفي نشانه طرح ها و برنامه هايي است كه شما مشتاق و علاقه مند انجام آنها هستيد.همچنين علامت لذت بردن زياد ، از چيزهاي كوچك در زندگي است.

 

نارنجي

 

ديدن اين رنگ در خواب نشانه ي عشق ، شور و حرارت در تمام جنبه هاي زندگي است. شما مي توانيد در انتظار پيشرفت و ترقي و نيز ارتباط خوب با اقوام و آشنايان باشيد.

 

الان وقت ندارم بقيش رو بنويسم بستگي به خودتون داره اگر تعداد نظرا قابل قبول باشه بقيش رو هم ميزارم .

فعلا خداحافظ مراقب خودتون باشين

شاد

سربلند

عزيز

باشين.

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 اسفند1386ساعت 3:12 AM  توسط شیدای او  | 

سلام دوستاي گلم خوب هستين ؟

فرا رسيدن اربعين حسيني را به شما و خانواده هاي عزيزتان و همه ي هم ميهني هاي گل و نازنين و با اقتدارم كه هميشه در صحنه بودن و خواهند بود تسليت ميگويم.

اميدوارم امروز كه اربعين حسيني نام دارد همه بتونيم آينده خودمون رو در آخرت به واسطه ي اشك هايي كه براي امام حسين (ع) ايثارگرمان-كه نشانه ي بارز يك انسان آزاده و از خود گذشته است-

 ميريزيم گارانتي كنيم و آن امام بزرگوار هم ما را از دعاي خير خودشون در اين دنيا و شفاعتشان در آن دنيا بي نصيب نگذارند.

به اميد روزگار و جهاني عاري از جنگ و خون ريزي و جهاني پر از عدل و داد و صلح و صفا كه مطمئنا با آمدن امام عصر(عج) فراهم ميشود شما را تا آپ بعدي به خداي حضرت محمد(ص) و

حضرت علي(ع) مسپارم.

منم سر دعاي بعد از نمازتون از ياد نبرين.

راستي اگر نمي تونين امروز سري به اهل قبور بزنين با يه فاتحه روحشون رو شاد كنيم.

زود باش فاتحه بفرست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 3:22 PM  توسط شیدای او  | 

اشعاری که می دونم ب خوندنشون حس قشنگی پیدا می کنین .

چند لحظه صبر کنین و تا آخرش رو بخونین.

 

مگذار كه چون پنجره اي بسته بمانم

                              اي عشق بيا معجزه وا شدنم باش

                                                          ( محود سلماني)

 

تو بهار دل كشي و من چو باغ

                              شور و شوق صد جوانه با من است

                                                        (هوشنگ ابتحاج)

 

سالها شمع دل افروخته و سوخته ام

                               تا ز پروانه كمي عاشقي آموخته ام

                                                          ( شهريار)

 

يك به يك با موژه هايت دل من مشغول است

                               ميله هاي قفسم را نشمارم چه كنم؟

                                                    (سيد حسن حسيني)

 

عمري است دلم ساخته با هر چه بلاست

                               تا عشق بداند كه چه بلايي ست دل من

                                    

گر جوابم را نمي گويي، جوابم كن به قهر

                          گاه يك دشنام ازصدها دعا شيرين تراست

                                                        (فاضل نظري)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 0:43 AM  توسط شیدای او  | 

سلام دوستان اینم سری سوم جمله های ناب که برای شما آماده کردم .

شاد باشین.

 

اگر راهها و چاره ها را به خدا بسپاريد  هر خير و خوشي به ظاهر محالي را مي توان ديد.

 

تنها در آبهاي آرام است  كه عكس اشياء قابل رويت است و تنها در ذهن آرام است كه مي توان انعكاس دنيا را تماشا كرد .

 

آن كه مي گريد ، يك درد و آنكه م يخندد ، هزار و يك درد دارد.

 

خداوند هميشه سه پيام براي تو دارد : شادي ، حقيقت و عشق ككه همواره هر يك به ديگري مي انجامد ، ترتيب آن مهم نيست.

 

قلب و چشم مثل آينه و شيشه اند. شيشه و آينه زود تر از هر چيز ديگر غبار زدگي خود را نشان كي دهند.

 

اگر كودكي با انتقاد زندگي كند ، مي آموزد كه محكوم كند ،زيرا كودكان آن گونه زندگي مي كنند كه آموخته اند.

 

انجماد قلبها را از خشك سالي چشمها مي توان فهميد ، چشمي كه گريستن نمي تواند ، زيستن نمي داند.

 

هر روز كه زندگي را از سر خط مي نويسيم ، بايد گوشه چشمي به انتهاي خط داشته باشيم تا كج ننويسيم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 0:37 AM  توسط شیدای او  | 

 

سلام دوست جونای خوبم اینم سرس دوم جوله های ناب که واقعا به دردمون می خوره:

*   آن كسي كه تني سالم دارد گنچي دارد و خودش نمي داند.

 

*   خداوند مي فرمايد اگر بنده من شش چيز را تعهد كند ، شش مهم را براي او ضمانت مي كنم :

 

- توبه از شما                    آمرزش از من

- روزي از من                  تشكر از شما

- تضمين بهشت از من         ساخت بهشت از شما

- دعا از شما                     اجابت از من

- تصميم گيري از من          رضايت از شما

- بلا  و آزمايش از من         صبر از شما

 

*         در ‌آنچه براي من اتفاق مي افتد چيزي نهفته است ،چون با خدا همراهم از هيچ چيز نمي هراسم.

*         اگر كودكي با احساس امنيت زندگي كند ، مي آموزد كه به خدا و اطرافيانش اعتماد كند.

*         مگو اي خدا مشكل بزرگ دارم ، بگو اي مشكل خداي بزرگ دارم.

*         خوشبختي مانند توپ بزرگي ميماند كه وقتي به سوي ما مي آيد به آن لگد مي زنيم و چون از ما دور مي شود به دنبالش مي دويم.

*         بيشتر آدمها تنها هستند چون به جاي پل ، ديوار مي سازند.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 0:33 AM  توسط شیدای او  | 

سلام

امروز مي خوام خاطره اي كه تقريبا يك ماه و نيم پيش اتفاق افتاده رو تعريف كنم. راستش رو بخواهين هر كي ما رو تو دانشكده مي بينه فكر مي كنه چه بچه هاي آرومي هستيم ولي خوب در نهايت متوجه ميشن كه چقدر شر و شيطون هستيم. خلاصه ميكنم همش منتظر يه فرصت بوديم تا يه حال حسابي از اين بچه هاي كلاسمون(پسر و دختر فرقي نمي كرد) كه به ظاهر خيلي درس خون بودن بگيريم( كه همين دو هفته پيش مشخص شد با نمرات درخشاني كه روي بردا زده بودن، ما از همشون درس خون تر بوديم )تا روزي كه امسال براي اولين بار برف سنگيني اومد. مام از فرصت استفاده(به كسي نگي سوء استفاده) كرديم. تو راه دانشگاه هي خدا خدا كرديم كه دانشگاهم برف اومده باشه كه رسيديم و ديديم و به هر كي رسيديم گفتيم كه چه برفي اومده بود  و چه كرديم .آقا/خانوم چشتون روز بد نبينه كه همين طور كه به دانشكده نزديك مي شديم گلوله برفايي بود كه به سمتمون شليك ميشد نامرديم نمي كردن اينقدرنشونه گيريشون عالي بود كه قشنگ مي خورد تو سروكلمون.خلاصه يه لحظه من توباغچه هاي روبروي دانشكده برو بچس ولوي كلاسه خودمون رو كه مثل علف هرز رفته بودن تو باغچه براي برداشتن برفاي نشسته توش ، رو ديدم.

اين برو بچزي كه تا ديروز زورشون ميومد يه سلام به ما بكنن يا مي مردن با ما سوار ميني بوس هاي دانشگاه بشن شروع كردن به سلام و عليك و بعد از دو ثانيه كه ما هنوز منگ بوديم كه آفتاب از كدوم طرف درومده به ما سلام كردن ،شليك گلوله هاي برفي بود كه به طرفمون روانه شده بود.خلاصه منم نامردي نكردم ديدم مسير اومدن يه گلوله برفي خيلي خوشگله منم تو اون همه گلوله برفي كه به سمتمون پرتاب ميشد اون يدونه خوشگله رو تو هوا گرفتم و صاف پرتش كردم طرفه يكي از اون بچه هاي كلاسمون كه بد جور مي خواستم يه حاله حسابي ازش بگيرم .من اين كارو كردم و" ايولاي" پسرا و دخترايي بود كه رو هوا بلند شد و براي تشويق من بود كه گفته ميشد. منم مثل اون دسته كوه نوردايي كه واسه اولين بار اورست رو فتح كرده بودن به قول اين ادبياتيا خرامان خرامان راهم رو گرفتم كه برم ديدم نه ول كن نيستن منم  با دوستام رفتيم به جنگه اونا ما دخترا كه ميشديم 3 نفر داشتيم با يه 10 ،20 نفر پسر مي جنگيديم  چه جنگيدني راستش اول فقط 6 نفر بودن ولي بعدا انگارتمام پسراي دانشكده هاي ديگم خوششون اومد و اومدن به جنگه ماها. شانس آورديم كه حراست نيومدن بگيردمون (اون موقع متوجه نبوديم بعدا دوزاريمون افتاد)

راستش رو بخواهين اين اولين باري بود كه اينقدر از برف بازي كيف كردم .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 5:47 PM  توسط شیدای او  | 


بهترین وبلاگ ایرونی